سفارش تبلیغ
صبا

برای خدا



رئیس محترم دولت دهم

سلام به رسم ادب؛

تک تکِ این کلمات با "آه"، جاری می شوند و باز هم سخت نگرانند که آیا بار سنگین ناله های دل را که ماه هاست در قفس سینه محبوس است را، توان کشیدن دارند یا نه!

گرچه ما از رئیس جمهورعزیز و مکتبی مان که خود را "سرباز رهبریِ عزیز" می دانست، خیلی وقت است دل بریده ایم. اما؛ چند روز پیش در جمع برخی از حامیان خود مطالبی بیان نموده اید, قابل تأمل! که موجب شد زخم دل، سر باز کند و خون دل جاری شود:

شما با تکیه بر یک پشتوانه ی محکم عرفانی که نوع آن را در گذشته در بین حتی رمّالان و مرتاضان هندی هم نمی توان یافت، راهی جدید از بین اجتماع و سیاست به سوی مبدأ هستی گشوده اید و مدعی هستید که این دولت به خواستِ ویژه ی خداوند متعال سرکار آمده است و لذا خود را وام دار هیچ فرد و گروهی نمی دانید.

این که این آیین بدیع شما، زیرمجموعه ی کدامیک از ادیان آسمانی، قرار دارد؟! و اصلا آیا می توان آن را زیرمجموعه ی ادیان انبیاء گذشته ی الاهی، قلمداد کرد یا خیر و یا این که کلا  از اساس، نوظهور است و شما به پیامبر جدیدی ایمان آورده اید!، مطلبی است که شرح آن از عهده ی این بیان خارج است. اما این مسلًّم است که این آیین به ظاهر زیبا و روحانی، باطنی بسیار خطرناک دارد.

اما آن چه بنده، به عنوان یک تذکر جدی، مدعی آن هستم؛ دغدغه ی نگران کننده ایست که از متن اسلام ناب بر می آید و این روزها بیش تر جان آفرینندگان همیشه مظلوم سوم خرداد را عذاب می دهد.

آقای رئیس! بنده یکی از مسئولین هزاران ستادهای انتخاباتی مردمی شما هستم که به صورت خودجوش در سراسر کشور تشکیل شد. این ستاد، هم سال 84 و هم 88 اتفاقاً فعالیت های ویژه و گسترده ای را در سطح ملّی انجام داد، فقط برای خدا. و جالب است بدانید در روزهای مجاز فعالیت های تبلیغاتی، روزی نبود که از طرف مشاورین و معاونین حضرت عالی و البته از نهاد، تماسی نداشته باشیم برای نهادن هندوانه ای بزرگ زیر بغلمان. و جالب تر است بدانید تمام شدن فرصت تبلیغات، همان و تمام شدن تماسی های منسوبین دولت نهم و دهم، همان! و البته این عدم ناسپاسی ایشان در دریغ از یک تشکر حتی زبانی خشک و خالی، اصلا باعث این نشد که بچه های ستاد که با پول تو جیبی خود، مخارج ستاد شما را فراهم می کردند، گمان کنند که از اخلاص شان سوء استفاده شده است، اصلا!. چون برای خدا آمده بودند.

حالا وقتی در سخنان شما می شنوم؛ طعنه هایی را به بزرگان انقلاب و با افتخار می فرمایید که این دولت را خدا بر سرکار آورده است در دلم شک می کنم که مگر ما برای خدا کار نکردیم؟ آیا خدا اجر کار شما را نقدا حساب کرد و برای ما نسیه ماند؟! و یا اساساً آیا خدای شما با خدای ما  فرق دارد؟!

شما برای خدا کاندیدا شدید، خدا شما را رئیس جمهور کرد. اطرافیان رنگارگ شما برای خدا حمایت کردند و خدا آن ها را بر صندلی های معاونت و مشاورت و غیره نهاد. معامله ی بدی نیست!.


اما، ما! ما برای خدا کار نکردیم که دنبال مزدش باشیم. ما برای خدا جهاد کردیم. ما هنوز هم همان مجاهد سال هشتاد و هشت و هشتاد و چهار هستیم. ما رزمنده ی دهه شستیم و پا برهنه های سال پنجاه و هفت. با همان اعتقاد با همان ایمان. ما جهاد کردیم برای خدا! چون رضایت ولی امرمان را در حمایت از شما تشخیص داده بودیم. و هیچ هم از کرده ی خود پشیمان نیستیم که آن روز وظیفه آن بود و امروز این  و شاید فردا وظیفه ای دیگر!.

آقای رئیس جمهور! امثال من و ستاد انتخاباتی ما، در جای جای کشور و در کوچه کوچه ی شهرها و روستا بی شمارند هر جا خانه ی شهیدی بود کنارش، روی یک برگه با خط نه چندان خوش نوشته بود: "ستاد مردمی دکتر محمود احمدی نژاد" و حالا آقای رئیس! دولت شما وام دار است. و اتفاقا وام دارتر است از دولت هشتم و هفتم که با شعار "آزدای" سرکار آمد. حتی از دولت ششم و پنجم  هم وام دار تر است که با شعار "سازندگی" کرسی ریاست را گرفت. شما با شعار "انقلاب" رئیس جمهور شده اید. و "انقلاب" یعنی همه ی دار و ندار "ایران اسلامی" و یعنی همه ی "اسلام". دولت شما وام دار است به تک تک این شهرها، روستاها، کوچه ها و خانه ها و وام دارتر به تک تک شهدا، به مادران شهدا، به "امام"، و بیش تر از همه به شخص "خلف صالح امام" اروحنا له الفداء.

آقای دکتر! پندار شما این است که پیشرفت کرده اید و در این شش سال به ولی موعود خدا عجل الله تعالی فرجه الشریف، نزدیک تر شده اید. اما حقیقت آن است که زمان شما را با خود برده است تا جایی که خود را انقلابی تر و مهدوی تر از نائب امام زمان فرض کنید.

آقای دکتر! داغی که  آن نامه ی یک خطی شما در جواب فرمان حکومتی رهبر عزیز ما بر دل ما گذاشت، بسی سوزناک تر بود از نامه ی سرگشاده ی هاشمی!. وگرنه این آقای مسأله فرعی، برای ما انقدر بی ارزش بود که وقتمان را برای فکر در افکار آلوده اش تلف نکنیم.

برای ما؛ برای گفتمان سوم خرداد که حاصل فرهنگ ناب خمینی سلام الله علیه بود، شما یک رئیس دولت هستید در چهارچوب قانون اساسی که ایام عزتش نه مستدام که رو به افول است! و دیگر در سفرهای استانی که به شهرمان می آیی، بوی رجایی نمی آید.

بگذریم... وقتی نصیحت های مشفقانه ی دلسوزان انقلاب، دشمنی با دولت تعبیر می شود، امیدی به تأثیر این ناله ها هم نیست!

از دیگر نکاتی که در جلسه با حامیان خود فرموده اید این است که: خدمت "آقا" گزارش های خلاف واقع می برند. حاصل موشکافی این جمله نتایج تأسف برانگیزی خواهد داشت که این قلم از بیان آن شرم سار است. تنها این را متذکر می شوم که؛ این حرف را قبلا هم شنیده ام، البته نه از شما که از زبان سبز سران فتنه، و به اذن خدا دیدید که سرشان بر باد رفت! با طـــوفان سُرخ مـــــردم، در "9 دی".

اما آقای احمدی نژاد! لازم است در استخدام کلمات، برای بیان مفاهیم خود، دقت بیشتری بفرمایید. هر لفظ داری بار معنایی ویژه ای است. لفظ مقدس "آقا" معنایی قُدسی دارد در قاموس انقلاب و مترادف است با کلمه های مقدسی چون "امام"، "نائب امام"، "ولایت"، "محبت" و "عشق" و در گفتمان بچه های انقلاب، تنها کسانی از این تعبیر استفاده می کنند که  معرفت به آن بار عظیم معانی را دارند. شما همان بهتر است مثل گذشته، به استناد اصل 57 قانون اساسی، در اشاره به معظم له بگویید"رهبری" یا بگویید"مقام رهبری" یا اگر خیلی مراقب وجه ی خود هستید که مبادا خدشه دار شود!، بگویید "مقام معظم رهبری".

به رسم ادب والسلام


 


نوشته شده در یکشنبه 90/8/15ساعت 11:49 عصر توسط هادی نظرات ( ) |


Design By : Pichak