سفارش تبلیغ
صبا

برای خدا


اِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ

وَ اِذَا النُّجُومُ انکَدَرَتْ 

وَ اِذَا الْجِبَالُ سُیِّرَتْ 

وَ اِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ 

وَ اِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ    

وَ اِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ  

وَ اِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ

آن گاه از آیات القرمزی سوال می شود که به کدامین گناه کشته شدی؟

آن گاه آل خلیفه و آل سعود با پوزه در آتش خشم خدا جاودان خواهند شد.

آن گاه که انتقام سیلی های به ناحق زده شده را می گیرند، من چنان بر صورت حمد بن عیسی آل خلیفه خواهم زد که صدای آن گوش های جهنمیان را کر کند. من جهنمی باشم یا بهشتی، عمال آل خلیفه و سربازان آل سعود را بی نصیب نخوام گذاشت از آن سیلی.ولی نه آیات! نه خواهرم! من صبر ندارم. ماجرای شهادت تو چنان آتش زده تمام وجودم را وقتی شنیدم لحظه ی شهادت صورتت کبود بوده از اثر پنجه ی یک نامردِ نامحرم که تابِ تحمل ندارم، نمی توانم تا قیامت صبر کنم. خدا هم صبر نمی کند.تو از آن زن یهودی که کمتر نیستی و ای کاش فقط خلخال از پایت در آوررده بودند تا من از غصه دق می کردم و راحت می شدم.حالا تو بگو چه کنم با این غم عظمی؟! چه کنم؟! مرثیه ی شهادتت از آن روضه هایی ست که نمی شود خواند و فقط باید سوخت و آتش گرفت. نفرین به تمام خلیفه های به ناحق و آل شان که نامردند و بد سیلی می زنند و بد دشنام می دهند، ما یک بار از این سیلی ها خورده ایم 1400 پیش وقتی در کوچه به مادرمان ناسزا گفتند، 1400سال است صورتمان کبود است. صورتت کبود بود خواهر! وقت شهادت و شاید دست و پهلویت شکسته!

آیات! حالا که شعر برایت بال شد و پرواز کردی تا آن جا که دیگر دست هیچ نامحرمی به آستان قدسی ات نخواهد رسید و حالا که از آسمان بهشت نظاره گر بحرین شده ای، همان جا برای زینب کبری مرثیه مظلومیت بحرین را بخوان؛ بگو سیلی چقدر درد دارد، گرچه ام المصائب خودش خوب می داند، شعرهایت دل زینب را که بلرزاند،تمام است کار حمد بن عیسی آل خلیفه. و همین میدان لؤلو جهنم آل سعود و آل خلیفه خواهد شد. بگو زینب دعا کند تا زودتر بیاید منقتمِ سیلی های به ناحق زده شده.

آیات! خواهرم! ای آیه ی پاکی، آیه ی مظلومیت، آیه ی سیلی، آیه ی خون! قسم به آیات قرآن! قسم به عصمت چشمانت! قسم به خون پاکت! انتقام سختی خواهیم گرفت از این خاندان کثیف و نجس و مطمئن باش که؛ ما اگر از صدام بگذریم از آل سعود نخواهیم گذشت و  اگر از آل سعود بگذریم از آل خلیفه نخواهیم گذشت.

 


نوشته شده در جمعه 90/2/2ساعت 7:12 عصر توسط هادی نظرات ( ) |


Design By : Pichak